من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم بیا ای چشم روشن بین که خورشیدی عجب زادم ز هر چاک گریبانم چراغی تازه می تابد که در پیراهن خود آذرخش آسا درافتادم چو از هر ذره ی من آفتابی نو به چرخ آمد چه باک از آتش دوران که خواهد داد بر بادم تنم افتاده خونین زیر این آوار شب، اما دری زین دخمه سوی خانه ی خورشید بگشادم الا ای صبح آزادی به یاد آور در آن شادی کزین شب های ناباور منت آواز می دادم در آن روی و بد حالی نبودم از رخت خالی به دل می دیدمت وز جان سلامت می
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین
میتراود مهتاب میدرخشد شبتاب نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک غم این خفتهی چند خواب در چشم ترم میشکند. نگران با من استاده سحر صبح میخواهد از من کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر در جگر خاری لیکن از ره این سفرم میشکند. نازکآرای تن ساق گلی که به جانش کشتم و به جان دادمش آب ای دریغا به برم میشکند. دستها میسایم تا دری بگشایم به عبث میپایم که به در کس آید در و دیوار به هم ریختهشان بر سرم میشکند.
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین
خان ننه ، هایاندا قالدین
بئله باشیوا دولانیم
نئجه من سنی ایتیردیم !
دا سنین تایین تاپیلماز
سن اؤلن گون ، عمه گلدی
منی گه تدی آیری کنده
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین
عشق است بر آسمان پریدن
صد پرده به هر نفس دریدن
اول نفس از نفس گسستن
اول قدم از قدم بریدن
نادیده گرفتن این جهان را
مر دیده خویش را بدیدن
"مولانا"
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین

دوباره تو این خونه تنها شدم دوباره تو نیستی نگاهم کنی
نمی تونم این سخته باور کنم تو نیستی یه کم رو به راحم کنی
"آهنگ: عماد طالب زاده"
برچسب:
نویسنده: کوروش پورحسین